یه جوری عاشقت هستم که خوابم با تو بیداره
می خوام تنها بشم اما خیال تو نمی ذاره
یه جوری عاشقت هستم که تو شاید نمی دونی
ولی بازم یه احساسی به من می گه نمی مونی

چرا نشکسته می مونن همه بغض های ناخونده
بگو تا مرز آغوشت چه قدر دلواپسی مونده
کدوم خوابه که دور از تو هنوز آرومه آرومه
نمی دونم شبم تا کی از آغوش تو محرومه
از این تنهایی می ترسم از این آینده ی مبهم!!!!!!
از این که هردومون باشیم ولی دور از نگاه هم
اتاقو ، سقف نزدیکو ، یه قاب عکسو ، بیداری
ببین تو خلوتت آیا تو هم حال منو داری؟
چرا نشکسته می مونن همه بغض های ناخونده
بگو تا مرز آغوشت چه قدر دلواپسی مونده
+ نوشته شده در
89/10/25ساعت   توسط نيلو
|
امشبم...مثل تمام یلدا های ۷-۸ سال قبل...
تنها نشستم ..
یعنی یلدای من وقتی شروع میشه که تنها میشم...
تو خونمون توو اتاقم... یا مثل حالا زیر کورسوی نور توی اتاق تنگ و تاریک خوابگاه...
امشب که غوغاست...ماه رو دیدین؟؟؟ بدجور دیوونه م کرد...

الانم که داریوش میخونه :
(به بغض در نفس پیچیده سوگند...
به گلهای به خون غلتیده سوگند...
خدایا حادثه در انتظار است...به هر سو باد وحشی در گذار است...
الهی در شب فقرم بسوزان...
ولی محتاج نامردان مگردان...
کمک کن تا که با نا حق نسازم....
برای عشق و آزادی بمیرم...)
تو گوشمه و اینجا مینویسم...
اگه بمونم اینجا ... تنهاییم خط خطی میشه..
فقط خواستم...یه چیز عجیبو بگم...اونم فال امشبمه..:

خیلی وقت پیشا ...جمله توی عکس رو سرلوحه زندگیم کردم..
همون وقتا یه فالی گرفتم که حالا بعد چندین و چند سال دوباره خودشو بهم نشون داده..
هیییییی شکرت خدا....
حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است
کسی آن آستان کوبد که جان در آستین دارد..
یلدای همگی مبارک

+ نوشته شده در
89/09/30ساعت   توسط نيلو
|
...خدایا...!
در تمامی عمرم،
به ابتذال لحظهای گرفتارم مكن كه،
به موجوداتی برخورم كه در تمامی عمر،
لحظهای را در ترجیح "عظمت"، "عصیان"، و "رنج"،
بر "خوشبختی"، "آرامش"، و "لذت"،
حتی اندكی تردید كردهاند..."
دکتر شریعتی
.
+ نوشته شده در
89/09/23ساعت   توسط نيلو
|
دارم خل میشم..
از بازی کردنِ زندگی خسته ام......
حتی دوست ندارم ..زندگی هم کنم...
نمیدونم میفهمینم یا نه!!
گم شدم.....
واسه خودم نگرانم!!



+ نوشته شده در
89/09/06ساعت   توسط نيلو
|

يه دل ميگه نشم عاشق كس .
يه دل ميگه ميميرم بي نفس
يه دل ميگه برمو و يه دلم ميگه خو كن به قفس!
يه دل ميگه پر رنگ و رياست .
يه دل ميگه اين روياي ماست
يه دل ميگه بگمو و يه دلم ميگه فردا به ما!
يه دل ميگه پر از عشقم هنوز
يه دل ميگه كه بساز و بسوز
سركن بي فروغ خو كن به دروغ اين عمر دو روز
يك بوم دو هوا خسته ام به خدا نيمخوام و ميخوام بشم از تو جدا
روياي عزيز ترديد و گريز بي عشق نميتونم به خدا
يك بوم دو هوا خسته ام به خدا نيمخوام و ميخوام بشم از تو جدا
روياي عزيز ترديد و گريز بي عشق نميتونم به خدا

سلطان قلبم
بي تو سرابم
آلوده ي فكر ناجور و ترديد
برگرد و از من
عشقي بنا كن
كانون روحم به عشق تو لرزيد
يه دل ميگه نشم عاشق كس . يه دل ميگه ميميرم بي نفس
يه دل ميگه برمو و يه دلم ميگه خو كن به قفس

...::: بزن رو ادامه مطلب :::...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
89/08/10ساعت   توسط نيلو
|